خرید بک لینک
خاتمه
سارا | سه شنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۴ | 20:14

بالاخره جون کندم و حرفهام رو زدم.

ازش خواستم باهم حرف بزنیم، اما بازهم سکوت کرد. من هم بهش گفتم که از این سکوتش خسته ام و دیگه تحملش رو ندارم. بهش گفتم رفتم پیش روانشناس. بهش گفتم که داغونم و بیشتر از این تحمل این وضعیت رو ندارم. اما اون بازهم سکوت کرد.

من اما بهش گفتم که دیگه ادامه نمیدم و همینجا نقطه خاتمه میذارم به این رابطه. گفتم همین دوسه روز وسایلم رو جمع می کنم و میرم.

یادگاری هایی که خریداریه رو نمی برم. نه اون تراریومی که برای سالگرد آشناییمون دوسال پیش تهیهه بود، نه اون عروسکی که پارسال برای تولدم سفارشه بود، هیچ کدوم رو نمی برم.

می خوام این رابطه واقعا تموم بشه. دیگه تحمل ندارم. از هیچ چیز تو این رابطه به اندازه قهر و سکوت های طولانیش صدمه ندیدم.

برای یه حرف ساده که گفتم نمی تونم بندکشی سرامیک های سرویس بهداشتی رو انجام بدم. از اواسط تیرماه با من قهر کرده و حرف نمی زنه.

این اگه خود خود درد نیست، پس چیه؟

رابطه پایان کار درد

برچسب: نویسنده: پرهام بهرامی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 5:46

صفحه بندی